کارت امتیازی متوازن
 
Balanced Score Card



      تا بیش از این بیمارستان های آموزشی شهر تهران در خصوص مدل های ارزیابی عملکرد

،ازنظام های ارزیابی ایزو، حاکمیت بالینی، مالکوم بالدریج، شش سیگما، کارت امتیازی

متوازن و مدل تعالی سازمانی و ... استفاده می نمودند. نتایج بررسی ها حاکی از این

 است که
در این میان دو مدل تعالی
سازمانی و حاکمیت بالینی  پرکاربردترین این مدل ها

 و رویکردهای ایزو 
و
کارت امتیازی متوازن نیز مقادیر قابل توجهی از بکارگیری را

نشان می دهد.




برای
 اجرای كارت امتیازی متوازن چهار فرآیند كلیدی وجود دارد كه
به صورت

متصل و تكرارشونده انجام شده و نهایتا كارت امتیازی متوازن را از یك سیستم ارزیابی

 عملكرد به یك سیستم مدیریت
استراتژیك تبدیل می‌كنند. این فرآیندها عبارتند از:




1) روشن نمودن دورنما و استراتژی های سازمان:





 كارت امتیازی متوازن با تكیه بر موضوع ارزیابی، مدیران را ترغیب به توافق برروی

سنجه‌ها‌یی
می كند كه با استفاده از آنها دورنمای خود را عملیاتی ‌نمایند
.




2) ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم:





زمانی كه كارت‌های امتیازی متوازن در تمام ساختار سازمان (از بالا به پایین) انتشار یابد،

استراتژی ها به یك ابزار در دسترس همگان تبدیل خواهد شد. كارت امتیازی به صورت آبشاری
 
از سطوح بالای سازمان شروع شده و به پایین‌ترین سطوح سازمانی سرایت می‌كند
.



3) برنامه‌ریزی و برقراری اهداف كمی:




 
برخی سازمان‌ها در هنگام برنامه‌ریزی استراتژیك و بودجه‌بندی، مرحله تدوین استراتژی

 و مرحله تدوین رویه‌های مورد نیاز را از یكدیگر جدا می‌نمایند. اما نظم موجود در كارت

امتیازی متوازن، سازمان‌ها را وادار به یكپارچه كردن هر دو مرحله نموده و از این طریق

 بودجه‌های مالی و تخصیص منابع را به اهداف استراتژیك متصل می كند
.




4) بازخور و یادگیری:




با فراهم‌آوردن یك مكانیسم بازخور و بررسی، كارت امتیازی متوازن به سازمان كمك
 
می‌كند تا بخش گمشده یادگیری سازمانی خود را احیانماید. این مهم از طریق تبیین

و آموزش دورنمای مشترك و دریافت بازخورهای استراتژیك جهت ایجاد تعدیل‌ها و اصلاحات

 لازم در استراتژی‌، اهداف،‌ سنجه‌ها و برنامه‌ها محقق می‌شود. این روند تكرارشونده،

یك سازمان یادگیرنده با ویژگی سیستم بازخور سه‌مرحله‌ای را ایجاد می كند
. 







پیاده سازی BSC در دوازده قدم امكان پذیر است

          


             

قدم اول : رسالت، دورنما و ارزشها را ايجاد، به روز يا كنترل نماييد.
قدم دوم: الزامات محيطي و نقاط قوت و ضعف سازمان رامشخص نماييد.
قدم سوم: موارد استراتژيك برجسته رانام برده و اهداف مهم استراتژيك را  بيان داريد.
قدم چهارم: استراتژی را به صورت اهداف بلند مدت و کوتاه مدت بیان کنید.
قدم پنجم: نقشه استراتژیكی از استراتژی كلان سازمان ترسیم می شود.
 



نقشه استراتژیك چگونه ترسیم می شود ؟




نقشه استراتژیك با استفاده از اطلاعات گام قبل و چارچوب كارت امتیازی متوازن

ترسیم می گردد. هریك از اهداف باید دریكی از بخش های چهارگانه مدل
BSC قرارگیرند.


قدم ششم: منابع مورد نياز براي اقدامات برنامه ريزي شده را برآورد نماييد و امكان تحقق

 بخشيدن به استراتژي را بررسي نماييد.
قدم هفتم: پس از قراردادن اهداف در چارچوب BSC ، شاخص ها و مقادیر هدف آنها

تعیین می شوند
.
قدم هشتم: مسئوليت ها و تناوب پايش و كنترل راتعريف و مشخص نماييد.
قدم نهم: شاخص ها و مقادير عملكرد مهم رابه صورت ماهانه و بهبود پيشرفت پروژه را

طبق برنامه (حداقل 3ماه يكبار) پايش نماييد .درصورت بروز مشكلات اقدامات

اصلاحي را اجرا
نماييد.
قدم دهم: استراتژي را حداقل يكبار درسال بازنگري نماييد.
قدم یازدهم: كل كار را هرسال تكرار كنيد، موفقيت ها راجشن بگيريد.
قدم دوازدهم: عملكردهاي برجسته مورد قدرداني قرار گيرند.