زن، حجاب و حقوق - نگاهي ديگر
خلاصه تحقيق و پژوهش
«حجاب و حقوق زن و نگاهي ديگر»
بانضمام مطالعه موردي وضعيت پوشش دانشجويان دختر یکی از دانشگاهها
پژوهشگران: دكتر خليل عليمحمدزاده و دکتر زهرا سليماني
در بخش اول اين پژوهش 4 محور تئوريك به روش تحليلي و تاريخي و با عناوين:
1 ـ زن از شيوارگي تا شيوارگي با موضوعيت نگاه به زن در اسلام و ساير اقوام
2 ـ حجاب در نزد اسلام و سايرين با موضوعيت واكاوي مقولهي حجاب در خلال تاريخ
3 ـ زن و نحلههاي فمينيستي با موضوع بررسي نگاههاي جريانهاي موسوم به جنبش آزادي
و دفاع از حقوق زن و پيگيري آن در ايران امروز
4 ـ حقوق زن در اسلام و جمهوري اسلامي با موضوعيت ارزيابي حقوق مختص به زن در اسلام
و جمهوري اسلامي و نقد شبهات موجود در اين خصوص مورد بررسي قرار گرفته است.
در بخش دوم پژوهش با روش پيمايشي در قالب Case Study و با انعكاس نظرات دانشجويان
دختر یکی از دانشگاهها و با تأكيد بر مسئله حجاب، فرهنگ عفاف مورد مداقه قرار گرفته است.
بديهي است كه مبتني بر قاعده معروف «اهل البيت ادري بما في البيت» تلاش در جهت تعميق
فرهنگ عفاف زماني سودمند و منتج به نتيجه خواهد بود كه از زاويه ديد زنان درخصوص
مسايلشان نگريسته شود.
آنچه كه در اين جا مورد تأكيد قرار ميگيرد در حقيقت يافتههاي تحقيق در بخش دوم و عوامل
محيطي مؤثر بر آن است كه با ذكر مقدمهاي كوتاه به آن اشاره ميشود و در آخرر نيز
پيشنهاداتي تقديم ميگردد.
يكي از مباحث مهم در «مديريت بحران»، «مديريت اولويتها» است. در بسياري از موارد،
اولويتبندي نادرست نيازها و امكانات باعث ميشود كه بحران عظيم در جامعه دامن بگستراند
و ثبات جامعه را به تزلزل بكشاند.
با توجه به جامعه كنوني ايران در كنار مسايل اقتصادي يكي از اولويتهاي مهم «ساماندهي وضعيت
اجتماعي، اخلاقي و ديني» است، به طوري كه بيتوجهي به آن ميتواند به بحرانهاي گوناگوني
نظير سست شدن سيستم خود كنترلي (در نتيجه ضعف اعتقادات دروني)، گسترش لااباليگري،
گسست شيرازه خانواده و بحرانهايي نظير اختلال سلامت و در نهايت
بحران ناامني اجتماعي تبديل شود.
يكي از نمودهاي جامعهي اخلاقي و ديني «حجاب و پوشش كامل» در جامعه است. حجاب يكي
از راهكارهاي مهم اسلام براي ايمني كردن فرد و در عين حال خانواده و اجتماع است. اهميت
اين پديده در حفظ و ثبات يك جامعه به حدي است كه بسياري از فعاليتهاي تخريبگرانه
عليه اسلام به طور كلي و نظام جمهوري اسلامي به طور خاص متوجه آن شده است.
سالهاست كه شاهديم در نظامهاي سكولار و لائيك نظير فرانسه و تركيه عليه زنان
محجبه محدوديتهايي وضع ميشود. در جامعه ما نيز اين پديده وضعيت نامطلوبي پيدا كرده است.
بنابراين پرداختن به اين موضوع از حيث آسيبشناسي اهميت فراواني دارد.
و اما يافتههاي تحقيق
1 ـ از دانشجويان دختر در رابطه با ميزان آگاهي از مسايل شرعي حجاب و عوامل مؤثر
بر آن سؤال شد، 72 درصد اطلاعات «خيلي زياد، زياد و متوسط» داشتند، حدود 23 درصد
«كم و بسيار كم» و 5 درصد عنوان كردند «اصلاً آشنايي نداشتند».
آنهايي كه «اصلاً آشنايي نداشتند» در دانشجويان دختر مجرد و متأهل درصد برابري داشتند ولي
در غير شاغلين اين ميزان حدود 3 برابر شاغلين بود.
به طور كلي سطح آگاهي دانشجويان دختر از حدود حجاب در رشتههاي الهيات و فلسفه، حقوق،
علوم سياسي، محيط زيست و دامپزشكي بيشتر و در دانشجويان علوم پايه، مهندسي پزشكي
و زبان و ادبيات خارجي كمتر بود.
2 ـ دانشجويان دختر ارزيابي خود را از نگاه دين به مقوله حجاب، حدود 52 درصد
«سختگيرانه»، 37 درصد «معتدل»، 6 درصد «متحجرانه» و 4 درصد «سهلگيرانه» معرفي كرده بودند.
هر چه مقطع تحصيلي دانشجويان بالاتر رفته، نگاه دين كمتر «متحجرانه» معرفي شده است.
3 ـ دانشجويان دختر تصور خود از مقوله حجاب را 82 درصد «مطلوب» توصيف كردهاند. 52 درصد
معتقد بودند كه حجاب «امنيت بيشتري براي زنان به دنبال دارد»، 15 درصد حجاب را
«تسهيل كننده حضور زنان در جامعه» دانستند و 40 درصد از پاسخگويان حجاب را «ضامن امنيت
و تسهيل كننده حضور زن در جامعه» برشمردهاند. 18 درصد نيز حجاب را به عنوان «مانعي براي
حضور زنان در عرصه فعاليتهاي اجتماعي» ذكر كردهاند.
درصد دانشجويان كارداني كه حجاب را مانع حضور زن در عرصه فعاليتهاي اجتماع بيان
داشته بودند، 5/1 برابر دانشجويان ساير مقاطع بود.
دانشجويان دختر متأهل 3 برابر دانشجويان مجرد، تصور خود را از حجاب، «تسهيل حضور زن
در جامعه» ذكر كرده بودند و دانشجويان مجرد 2/1 برابر دانشجويان متأهل، گزينه «تضمين امنيت
زنان در جامعه» را اشاره داشتند.
از نظر ميزان تأكيد بر آثار مثبت حجاب، دانشجويان رشتههاي الهيات و فلسفه، علوم پايه
و دامپزشكي تصور مثبتتري داشتند.
ميزان آگاهي از مسايل شرعي حجاب با تصور دانشجويان دختر از حجاب ارتباط معني داري دارد
به طوري كه دانشجويان آگاه از اين نظر تفاوت بسيار زيادي
با دانشجويان كمتر آگاه يا ناآگاه داشتهاند.
4 ـ از دانشجويان سؤال شده بود: كه خانواده شما چه حدودي را براي حجاب شما
در بيرون از خانه تعيين كردهاند، 62 درصد پاسخ داده بودند: «مانتو و روسري»، 22 درصد ذكر
كرده بودند: «مانتو و مقنعه» و 15 درصد «چادر» را براي آنان توصيه كردهاند. 8/ درصد نيز گفتهاند:
به آنها توصيه ميكنند كه در بيرون از خانه «بلوز و شلوار» بپوشند.
خانوادههاي دانشجويان شاغل بيش از دانشجويان غيرشاغل «چادر» و «مانتو و مقنعه»
را توصيه كردهاند. بين سن دانشجويان و حجابي كه از سوي خانواده به آنها توصيه ميشود
نيز رابطه معنيدار هست.
دانشجويان سنين كوچكتر بسيار بيشتر از دانشجويان بزرگسال توصيه شدهاند كه
«مانتو و روسري» بپوشند.
بين رشته تحصيلي دانشجويان و نوع حجاب آنها نيز رابطه معنيداري وجود دارد.
دانشجويان رشتههاي زبان و ادبيات فارسي و خارجي نسبت به دانشجويان ساير رشتهها كمتر
از سوي خانوادههاي خود ترغيب ميشوند كه از پوشش «چادر» و يا «مانتو و مقنعه» استفاده كنند.
5 ـ از دانشجويان دختر در رابطه با نوع حجاب مادر و خواهران خود در بيرون از خانه سؤال شد.
56 درصد گزينه «مانتو و روسري» را انتخاب كردند و 44 درصد گزينه «چادر» يا «مانتو و مقنعه» را برگزيدند.
6 ـ از دانشجويان دختر در رابطه با نوع حجاب آنها در حضور غيرمحارم سؤال شده است.
اين سؤال به عنصر «رفتار» تأكيد دارد و بيشتر تمايل و گرايش دروني آنها را نسبت به حجاب مشخص ميكند.
45 درصد دانشجويان در پاسخ «چادر»، «مانتو و مقنعه»، «مانتو و روسري» و
«بلوز و دامن با روسري» را ذكر كردهاند. 26 درصد بيان كردهاند به فردش بستگي دارد.
29 درصد از دانشجويان دختر نيز گفتهاند در اين شرايط از «بلوز و شلوار بدون روسري»
استفاده ميكنند. بين مقطع تحصيلي و نوع پوشش دانشجويان در حضور غيرمحارم
رابطه معنيداري وجود دارد، به طوري كه هر چه مقطع تحصيلي دانشجويان دختر بالاتر بوده است،
از حجاب پذيرفته شدهتري در حضور غيرمحارم استفاده كردهاند.
اين ميزان در دانشجويان دانشكده الهيات و فلسفه، دانشكده حقوق و علوم سياسي
و دانشكده مديريت و اقتصاد به ترتيب بيش از ساير دانشكدهها بوده است.
7 ـ ميزان فاصله الگوي مورد نظر جامعه از حجاب زنان و پوشش موردنظر دانشجويان
دختر نشان ميدهد كه 50 درصد «اصلاً فاصله نميبينند» و يا اين كه فاصله «كم و خيلي كم»
است ولي 50 درصد ديگر معتقدند كه فاصله «خيلي زياد، زياد و متوسط» وجود دارد.
افراد شاغل اين فاصله را بيشتر از دانشجويان غيرشاغل ذكر كردهاند. اين مسئله گوياي اين امر است
كه حجاب محل كار لزوماً حجاب مورد نظر برخي از دانشجويان نيست.
8 ـ از دانشجويان دختر پرسيده بوديم: «ديدگاه اساتيد چه ميزان در انتخاب حجاب آنها حائز اهميت است؟»
26 درصد گزينه «خيلي زياد، زياد و متوسط» را بيان كرده بودند و 33 درصد «كم و خيلي كم»
را و 40 درصد نيز گفتهاند كه «ديدگاه اساتيد در انتخاب نوع حجابشان اصلاً تأثير ندارد».
متأهلين بيشتر از مجردها به ديدگاه اساتيد در انتخاب نوع حجاب خود اهميت ميدهند.
همچنين متأهلين بيشتر از مجردها معتقدند كه اساتيد به دانشجوياني كه به حجاب
مقيدتر هستند، بيشتر توجه ميكنند.
دانشجويان غيرشاغل 7 درصد بيش از دانشجويان شاغل گفتهاند كه ديدگاه اساتيد اصلاً در
مورد حجابشان تأثير نداشته است.
بين رشته تحصيلي دانشجويان و ميزان تأثيرگذاري ديدگاه اساتيد بر حجاب آنان رابطه
معنيداري وجود دارد. به ترتيب دانشجويان دانشكدههاي مهندسي پزشكي، علوم پايه،
صنايع غذايي و مهندسي بيش از ساير رشتهها در حد «خيلي زياد و زياد» از ديدگاه اساتيد
تأثير پذيرفته بودند.
در حالي كه 6/74 درصد از دانشجويان دانشكده الهيات و فلسفه گفتهاند كه «اصلاً به ديدگاه
اساتيد در مورد انتخاب نوع حجابشان اهميت نميدهند».
9 ـ در سؤالي ديگر دانشجويان دختر ارزيابي خود را از برخورد اساتيد با مسأله حجاب بيان داشته بودند.
70 درصد دانشجويان گفتهاند كه «برخورد اساتيد براساس نوع حجابشان صورت نميگيرد
بلكه برخورد آنان با دانشجويان يكسان است».
18 درصد گفتهاند كه «اساتيد به دانشجويان مقيد به حجاب توجه بيشتري دارند».
12 درصد از دانشجويان نيز گفتهاند كه «اساتيد به دانشجوياني كه به حجاب خود زياد پايبند
نيستند بيشتر توجه ميكنند».
دانشجويان متأهل حدود 5/2 برابر دانشجويان مجرد و دانشجويان شاغل 5/1 برابر
دانشجويان غيرشاغل با اين جمله كه «اساتيد به دانشجويان داراي حجاب بهتر، توجه
بيشتري ميكنند» موافق بودند.
10 ـ در ارتباط با تأثير ازدواج بر حجاب دانشجويان دختر سؤال شده بود.
از 1190 پاسخگو به اين سؤال حدود 55 درصد مجرد و 45 درصد متأهل بودند.
54 درصد دانشجويان متأهل گفتهاند كه «تفاوتي بين حجاب قبل از ازدواج و بعد از ازدواج آنان وجود ندارد».
28 درصد پاسخگويان گفته بودند «بعد از تأهل به حجاب مقيدتر شدهاند».
18 درصد باقيمانده نيز اعتقاد داشتند كه «بعد از تأهل به حجاب خود كمتر از قبل پايبند هستند».
11 ـ دانشجويان دختر در پاسخ به سؤالي كه در آن خواسته شده بود كه حجاب خود
را با دوستانشان مقايسه كنند، گفتهاند 78 درصد «حجابشان همانند دوستانشان است».
13 درصد معتقد بودند كه حجاب آنها «كاملتر از دوستانشان» است و 9 درصد از پاسخگويان
نيز «دوستانشان را در حجاب مقيدتر از خود» معرفي كردهاند.
دانشجوياني كه حجاب دوستانشان را مطلوبتر توصيف كرده بودند در مقطع دكتري
4 برابر مقطع كارداني بودند.
12 ـ در يكي از سؤالات از دانشجويان پرسيديم: «به نظر شما حجاب دانشجويان همدوره
شما پس از ورود به دانشگاه چقدر تغيير كرده است؟»
53 درصد دانشجويان معتقد بودند كه «اصلاً تغيير نكرده است» و يا «تنها عده كمي تغيير كرده است»
و 47 درصد نيز پاسخ گفتهاند: «حجاب همه تغيير كرده و يا بيشتر آنها تغيير كردهاند».
13 ـ انتظارات دانشگاه درباره مسأله حجاب از نظر دانشجويان دختر يكي ديگر از
محورهاي قابل بررسي در اين تحقيق بود.
35 درصد دانشجويان پاسخ گفتهاند كه «انتظارات مسؤولان دانشگاه در مورد حجاب تا حدودي مشخص است».
24 درصد نيز ذكر كردهاند «انتظارات مسؤولان دانشگاه از حجاب كاملاً مشخص و روشن است».
41 درصد دانشجويان نيز معتقدند كه «انتظارات مسؤولان سليقهاي است و هر مسؤولي نظر خاصي دارد».
دانشجويان دختر همچنين انتظارات مسؤولان دانشگاه درباره حجاب را بدين شرح ارزيابي كردهاند:
78 درصد معتقد بودند كه «منطقي» و يا «سختگيري توأم با تعادل» است.
7 درصد اعتقاد داشتند كه «متحجرانه» است و 15 درصد پاسخگويان نيز گفتهاند كه «سهلگيرانه» است.
14 ـ در سؤال ديگري دانشجويان دختر به معيارهايي كه هنگام خريد مانتو توجه ميكنند، پاسخ داده بودند.
44 درصد پاسخگويان گفتهاند كه براي خريد مانتو به معيارهايي نظير
«بلند، آزاد و ضخيم بودن» توجه ميكنند.
بيش از 50 درصد پاسخگويان، معيارهاي غيرارزشي نظير «كوتاه، چسبان و نازك بودن» را براي
خريد مانتو معرفي كردهاند، بيشتر اين افراد را دانشجويان مقطع كارشناسي تشكيل ميدهند.
بررسيها همچنين نشان ميدهد كه هر چه دانشجويان سطح تحصيلاتشان از مقطع
كارشناسي بالاتر ميرود بيشتر معيارهاي ارزشي را هنگام خريد مانتو در نظر ميگيرند،
به طوري كه دانشجويان مقطع كارشناسيارشد 60 درصد و دكتري 70 درصد به اين مسئله اهيمت ميدهند.
سن يكي از عواملي است كه با افزايش آن در بين دانشجويان دختر، ميزان توجه آنان به
معيارهاي ارزشي هنگام خريد مانتو بيشتر ميشود، به طوري كه 70 درصد دانشجويان رده سني
18 تا 22 ساله هنگام خريد مانتو معيارهاي ضد ارزشي را در نظر ميگيرند در حالي كه در رده
سني 28 تا 38 ساله اين رقم به 5/23 درصد كاهش مييابد.
15 ـ معيارهايي كه دانشجويان دختر هنگام خريد لباس مورد توجه قرار ميدهند،
سؤال ديگري بود كه از آنها پرسيده شده است.
35 درصد از دانشجويان «راحت بودن» و «مطابق مد روز بودن» را معرفي كردهاند.
22 درصد نيز گفتهاند تنها معيارشان در خريد «مطابق مد بودن» است.
22 درصد نيز تنها معيار خود را «راحت بودن» ذكر كردهاند.
12 درصد از پاسخگويان معيار مورد نظر خود را «پوشش كامل داشتن» بيان كردهاند.
عده كمي از دانشجويان تركيبي از اين معيارها را معرفي كردهاند.
عده خيلي كمي (حدود 3 درصد) نيز قيمت مناسب لباس را به عنوان يكي از معيارها اشاره داشتهاند.
16 ـ اعتقاد دانشجويان دختر به حجاب به عنوان بخشي از هويت ايراني موضوع مورد بررسي ديگري بود.
حدود 57 درصد پاسخگويان در حد «خيلي زياد، زياد و متوسط» به اين امر اعتقاد داشتهاند.
28 درصد در حد «كم و بسيار كم» به اين موضوع معتقد بودهاند.
15 درصد نيز گفتهاند «حجاب بخشي از هويت ايراني نيست».
17 ـ ميزان مشاركت دانشجويان دختر در مسجد و نمازخانه نيز در اين پژوهش مد نظر بوده است.
80 درصد دانشجويان ميزان شركت خود را در مسجد و نمازخانه در حد «خيلي زياد، زياد، متوسط،
كم و بسيار كم» ذكر كردهاند.
20 درصد نيز گفتهاند كه اصلاً به مسجد و نمازخانه نميروند.
دانشجويان متأهل و مقطع تحصيلي بالا بيش از ساير دانشجويان گزينههاي «خيلي زياد و زياد»
را پاسخ دادهاند. همچنين با افزايش مقطع تحصيلي از ميزان دانشجوياني كه گفتهاند
اصلاً به مسجد نمي روند كاسته شده و به 8 درصد رسيده است در حالي كه اين ميزان
در دانشجويان مقطع كارداني 29 درصد است.
18 ـ مكاتبي كه دانشجويان دختر به آنها اعتقاد دارند، محور ديگري بود كه مورد نظر محقق بود.
بيش از 60 درصد دانشجويان اعلام داشتهاند كه هيچ اعتقادي به فمينيسم، سكولاريسم
و پلوراليسم فرهنگي ندارند.
دانشجويان دختر ميزان اعتقاد خود به فمينيسم، سكولاريسم و پلوراليسم فرهنگي را به ترتيب
11 درصد، 16 درصد و 13 درصد ذكر كردهاند.
4 درصد دانشجويان پاسخ گفته بودند به «فمينيسم و سكولاريسم» معتقدند.
3 درصد پاسخگويان نيز گفتهاند كه «فمينيسم و پلوراليسم فرهنگي» را ميپذيرند.
اغلب دانشجوياني كه به اين سؤال جواب مثبت داده بودند، تعريف درستي از اين واژهها نداشتند.
19 ـ در اين تحقيق همچنين از دانشجويان دختر خواستيم كه تأثيرگذاري عناصري چون «خانواده، آييننامه
دانشگاه، دوستان، الگوهاي رسانهاي، اساتيد، اعتقادات مذهبي و مد» را در تعيين نوع حجاب
دانشجويان اولويتبندي كنند.
اولويت اول از نظر آنها به ترتيب به خانواده (40 درصد)، مد (32 درصد)، اعتقادات مذهبي (30 درصد)،
آييننامه دانشگاه (16 درصد)، دوستان (13 درصد)، الگوهاي رسانهاي (11 درصد)
و اساتيد (7 درصد) داده شد.
پيشنهادات
يافتههاي اين تحقيق چند عامل مؤثر بر نوع حجاب دانشجويان را با مستندات آماري به اثبات رسانده است.
مهمترين آنها عبارتند از:
1 ـ رشته تحصيلي و ميزان ارتباط با منابع ديني
2 ـ تأهل
3 ـ شغل
4 ـ سن
5 ـ مقطع تحصيلي
6 ـ خانواده
7 ـ مد
برخي از اين عوامل نظير «سن» و «مقطع تحصيلي» از جمله ويژگيهاي همراه دانشجويان هستند،
اما برخي از اين عوامل شاه كليدي هستند كه سياستگزاران جامعه ميتوانند با كنترل آنها وضعيت
فعلي را ساماندهي كنند. برخي از آنها نظير تأهل و شغل نيازمند بسترسازي است. ضمن توجه به
اين دو عامل اساسي و تأمين بسترهاي آنها، راهكارهاي زير را ميتوان مدنظر قرار داد:
1 ـ «نيل پستمن»، صاحب نظريه «ايدز فرهنگي» كه به بحث تأثيرات منفي رسانهها بر اخلاق به طور
عميق پرداخته است، معتقد است از طريق تبليغات غير مشاركتي نظير استفاده از ديوار نوشته
و شعار ميتوان جوانان را جذب و آنها را در امور مذهبي مشاركت داد. حداقل كاري كه ميتوان
انجام داد بهرهگيري از اساتيد مبرز است كه بتوانند «چرا»ها و سؤالات دانشجويان را تفسير كنند.
2 ـ مجموع قضاوتها پيرامون حجاب حكايت از وجود گونهاي اعتقاد اعم از فطري و ديني در قالبي
تشكيكي و داراي سلسله مراتب است و جالب آنكه رابطهي اساسي ميان ميزان اطلاعات
دانشجويان اعم از اطلاعات معطوف به منطق و عقل و اطلاعات معطوف به شرع و ميزان پايبندي
ايشان به مسئله حجاب وجود دارد. براين اساس به نظر ميرسد تلاش جهت افزايش مراتب اطلاع
و آگاهي ايشان از فلسفه اين مقوله و در عين حال كوشش جهت اقناع فكري ايشان با توسل
به راههاي مختلف امري ضروري بوده و محتاج بسيج فكري و فرهنگي است.
3 ـ به نظر ميرسد باز تعريف مقوله «جامعهپذيري حجاب» و تلاش جهت نهادينه كردن آن
در مراحل مختلف اعم از اوليه و ثانويه ضرورتي اساسي است.
4 ـ تلاش جهت پرهيز از برخوردهاي سليقگي متداول در جامعه و به ويژه در دانشگاه با مقوله حجاب
و در عين حال كوشش جهت محقق گونهاي تعامل ارتباطي ميان دانشجويان و مسؤولين دانشگاه
در باب مشخص و معين نمودن دقيق ابعاد مورد انتظار ضرورتي اساسي است كه شايسته
تأمل و بازخواني مجدد ميباشد.
5 ـ تحقيقات نشان ميدهد كه پديده «مد» در ميان دانشجويان دختر از جايگاهي اساسي
برخوردار است و اين در حالي است كه متأسفانه در جامعه توجه به تنوع پوشش مناسب و ارائه
الگوهاي متعدد و متنوع و در عين حال مطلوب كمتر مورد توجه قرار گرفته و از اين حيث تقليد
در مد مجالي گسترده براي عرضه و رخنمايي يافته است. براين اساس به نظر ميرسد توجه
به ارائه الگوهاي پسنديده لباس و تنوع بخشيدن به گونههاي پوشش اسلامي
و بومي بايستي در صدر توجهات قرار گيرد.
6 ـ تحقيقات نشان ميدهد كه در حالي كه حجاب در حقيقت به عنوان حكمي امضايي و نه
لزوماً تأسيسي در اسلام است اما متأسفانه كمبود اطلاعات دانشجويان دختر در اين باب، آن
را بخشي از هويت ملي خود قلمداد نكرده و نسبت به آن كمتر اهتمام ورزيدهاند.
7 ـ به نظر ميرسد اعلام استقبال برخي از دانشجويان از فمينيسم و سكولاريسم نه به
عنوان اعتقادي در كنار اعتقاد به مباني اسلامي بلكه واكنشي نسبت به آنچه ايشان سختگيري
آموزههاي اسلامي معطوف به حجاب ميدانند، ميباشد فلذا همچنان جهت مقابله با اين
معضل سياست ضرورت اقناع فكري دانشجويان دختر در باب فلسفه فردي و اجتماعي
حجاب را مورد توجه قرار داد.
8 ـ پيشنهاد ميشود بخشهاي فرهنگي دانشگاه با توسل به راهكارهاي جديد و به روز در امر
جذب دانشجويان به اماكن، محافل و حلقات مذهبي بيش از پيش كوشش نمايند و در سايه
تعامل حاصله، ابعاد معقول ضرورت توجه به حجاب را بازخواني و ارائه نمايند.
9 ـ به نظر ميرسد عدم اقناع فكري دانشجويان دختر نسبت به حقوقشان در جمهوري اسلامي باعث گرديده
است كه برخي نسبت به مقوله حجاب موضعگيري نمايند. بديهي است كه تبيين عقلاني اين مسائل تا
حدودي زيادي بر بهينهسازي وضعيت پوشش ايشان تأثيرگذارد.
10 ـ معرفي زنان اسوه و الگو در اسلام و ايران به طرق مختلف و معرفي مراتب تأثيرگذاري ايشان
در تاريخ و همچنين تحولات جامعه، در حالي كه در تغييرات حجابي از همگان پيشتر بودهاند،
در بهبود وضعيت حجاب در دانشگاه تأثيرگذارد.
11 ـ از آن جهت كه تشويق همواره در دو قالب ابزاري و ابرازي مدنظر قرار داشته و در هر دو شق
حاوي اثرات خاص خود است، توجه به اين مقوله در تعاملات فيمابين دانشگاه و دانشجويان قطعاً
در بهبود يافتن وضعيت پوشش دانشجويان دختر اثرگذار باشد.
12 ـ و بالاخره به نظر ميرسد توجه به تحقيقاتي كه همچون تحقيق حاضر شناسايي و رفع مشكلات فراروي
دانشجويان در خصوص حجاب را از منظر خود دانشجويان و ديدگاهي درون دانشگاهي واكاوي مينمايد در مقابل
تجويز نسخههايي از بيرون دانشگاه و بدون ابتناء به نيازها، خواستها، تمايلات، اعتقادات و ... دانشجويان بسيار
ضروري و در عين حال اثرگذار ارزيابي ميگردد و شايسته اهتمام بيشتري ميباشد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:11 توسط خلیل علی محمدزاده
|
پزشک ، پژوهشگر و نویسنده