مدیریت حل مشکل!
مدیریت حل مشکل!
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تختخواب کاملاً مرتب
و همه چیزجمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر».
پدر با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبورم، با کسی که بعدا می خواهم ازدواج کنم،
فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. او واقعاً معرکه است، اما
می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر اعتیادش، خالکوبی هاش ، لباس های تنگ و
بی ریختش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما او می گوید ما می توانیم با هم
شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون.
ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.
او چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماری جوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه.
ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای
که توی مزرعه هستن، به کشورهای دیگر می فرستیم.
در ضمن، دعا کنید که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، چون او ایدز داره.
اون لیاقتش رو داره.
نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چگونه از خودم مراقبت کنم.
یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم،
اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق، پسرت john
پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه ی Tommy. فقط می خواستم
بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه ی مدرسه که روی میزمه.
دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزنید.
دانشجویان پس از خواندن این حکایت نظر می دهند:
1.«به مرگ بگیر تا به تب راضی شود.»
2.مصداقی از مدیریت کاهش ریسک
3.مدیریت حل مسئله
4.اگر نمی توانی مشکلت را حل کنی، آن را مدیریت کن.
5. اوج خلاقیت
6. مدیریت بحران
7.برای اینکه در کنار هم احساس امنیت بکنیم، باید ضمن درس آموزی، از کنار اتفاقات بد گذشت.
8. بهترین سیاست برای کاهش تنش و اضطراب
9. ..........
پزشک ، پژوهشگر و نویسنده