افسانه کحال یکی از دانشجویان خوب کارشناسی ارشد مدیریت خدمات بهداشتی درمانی بود

که ترم پیش به دلیلی اینکه مدرک کارشناسی او چند ما ه دیرتر حاضر شد، به نظرم،

در اجرای یک تبصره قانونی قابل حل (تا بند موجب محرومیت)، ازادامه تحصیل منع گردید

و مجبور شد امسال دوباره در آزمون کارشناسی ارشد همین رشته شرکت نماید.

ایشان فرصت را غنیمت شمرده، ذیل یکی از پست های وب (رنگ ها و مراحل اصلی زندگی)

مطلب زیر را ارسال داشته، تا اینگونه ضمن یادی از استاد خود ،

نکته ای را هم به دوستانش منتقل کند.

با آرزوی موفقیت برای ایشان، داستان مدیریتی ارسالی از سوی وی از نظرها می گذرد.



امتحان پایانی فلسفه


امتحان پایانی فلسفه بود. استاد فقط یک سوال برای دانشجویان مطرح کرده بود.

سوال این بود:

"شما چگونه می توانید من را متقاعد کنید که صندلی جلوی شما نامرئی است؟"

تقریبا یک ساعت زمان برد تا دانشجویان توانستند پاسخ های خود را در برگه امتحان بنویسند،

به غیر از یک دانشجوی تنبل که تنها ۵ ثانیه طول کشید تا جواب را بنویسد !

چند روز بعد که استاد نمره های دانشجویان را به آنها داد،

آن دانشجوی تنبل بالاترین نمره ی کلاس را گرفته بود !!

او در جواب نوشته بود:

" کدام صندلی؟ "



پیام اخلاقی:

مسائل ساده رو پیچیده نکنین