خرده سیستم ها و نقش های مدیر در سازمان
آدیزس براي اداره موثر هرسازمان 4 نقش مديري را لازم مي داند :
توليدي (production)
اجرايي (executive )
ابداعي (innovative)
تركيبي ( integration)
نقش ها در ارتباط با يكي ازخرده سيستم هاي سيستم اجتماعي است.
مدير در نقش توليدي بايد نتايجي بهتر از رقيب يا برابر آن كسب كند.
تأكيد نقش توليدي بر خرده سيستم فن آورانه – اقتصادي است.
مدير در نقش اجرايي بايد توانايي اداره افراد را داشته باشد، مراقب باشد
آنان نيز مثمر به ثمر واقع شوند. برنامه زمان بندي شده اي تهيه كرده
و هماهنگي و كنترل و انضباط را برقرار كند .
اگر مدير خود مجري باشد، مراقبت مي كند تا نظام آنگونه كه براي انجام
كار طراحي شده است ، عمل كند.
تأكيد نقش اجرايي بر خرده سيستم اداري– ساختاري است .
اگر مدير توليدي و اجرايي در محيط پويا و متحول قرار گيرد در سايه قدرت
تشخيص و بصيرت توان تغيير اهداف و نظام اجرايي افراد را پيدا مي كند.
در اين صورت مدير در نقش مبدع و مبتكر را داريم .
مدير مبتكر برنامه عملياتي را خود تنظيم مي كند
( بر خلاف روساي اجرايي كه برنامه براي اجرابه ان ها داده مي شود)
و خودآغازگر اجرا مي شوند .
نقش ابداعي بر خرده نظام اطلاعاتي – تصميم گيري تأكيد دارد .
اين نقش ها يعني توليدي، اجرايي و ابداعي براي موفقيت سازمان كافي نيست.
گاهی اتفاق افتاده كه سازمان با اين سه نقش به خوبي اداره شده ولي با كناره
گيري مدیرآن ،سقوط كرده است . براي اينكه سازمان همواره موفق
باشد ، به نقش چهارمي نياز است و آن نقش تركيبي است .
نقش ترکیبی ( integration role ) :
مدير در اين نقش استراتژي هاي فردي، مخاطره هاي فردي ، اهداف
فردي و سر انجام ابتكارات فردي را به گروهي تبديل مي كند . تحقق اين
نقش نيازمند مديري است كه به نياز هاي افراد حساس و خود آگاه باشد .
نقش تركيبي بر خرده سيستم انساني – اجتماعي تأكيد دارد .
نتيجه :
اين كه هر مديري بتواند همه نقش هاي خود را ايفا كند، درست نيست.
مديريت براي ايفاي نقش هاي متضاد ولي در حقيقت مكمل هم به
چندين نفرنيازمند است .
مدير اگر توان توليدي ، اجرايي يا ابداعي نداشته باشد، مي تواند از ديگران
كمك بگيرد ولي ناگزير از نقش تركيبي است . مديري كه نقش تركيبي
ندارد سوداگر به بحران آفرين، رئيس بيش از حد مقرراتي و
آدم پر كار و تكرو خواهد بود .
پزشک ، پژوهشگر و نویسنده