من و خدا سوار دو چرخه شدیم

اشتباه کردم جلو نشستم و خدا عقب

فرمان دست من بود و سر دو راهی  ها دلهره مرا می گرفت

تا اینکه جای مان را عوض کردیم

حالا ارام شدم هر وقت از او می پرسم 

که کجا می رویم ؟

با لبخند می گوید:

تو فقط رکاب بزن .

در جستجوی کتاب ها، حوصله کن، چند خطی از کتاب ها را بخوان تا بالاخره کتاب

 دفتر مشق زندگی خود را پیدا کنی!

غیر ممکن کمی دیرتر ممکن است، نام کتابی ست از رت برگ،

خواندن آن را به همه ی شما توصیه می کنم.


این کتاب یک سرنوشت واقعی ست و می تواند زندگی های یکنواخت را متحول  کند.

درسته که هر کتابی به یک بار خواندنش می ارزد، ولی اگر به کتابی که وصفش رفت،

دسترسی پیدا کنی، مپندار
که اتفاقی در دستانت قرار گرفته، مثل خیلی آدم های موثر فرض کن

که
بر سر راه آدم قرار می گیرند تا راهگشا
و شگفتی آفرین گردند.